
--------------------
كد لينك ما :
فرم عضويت خبرنامه :
سرمقاله اینجا درج می گردد که بطور مختصر نوشته می گردد و شما می توانید ادامه مطلب را به صفحه دیگر پیوند دهید - [ادامه ...]
ندای رهبری
اتحادملی و انسجام اسلامی
دانشگاه
نوآوری و شوکوفایی
سیاسی
فرهنگی
اجتماعی
در شهر
نیشتر
ادبی
خبرهفته
گفت و گو
حقوقی
بیداری اسلامی
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته چهارم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
[درج
لوگوي شما]
[درج لوگوي شما]

يادت بخير ميرزا
یادت بخیر میرزا
...............................
گوش كنيد كه چهها عرض ميكنم عزيز با عزت من! اينها كه ميگويم به درد شما ميخورد» تكيه كلام آقا ميرزا جواد براي همه كساني كه تا همين سه چهار سال پيش، از ساعت 9 تا 10 صبح زيباترين لحظات تحصيلي شان را در مسجد اعظم پاي درس استاد سپري ميكردند، هميشه جذاب بود؛ با گفتن اين جملات صدها شاگرد استاد كه گرداگرد مسجد را پر كرده بودند، لبخندي زده و به عشق استاد محبوبشان در اين حلقه به معناي واقعي كلمه، تعليم و تعلم ميديدند.
حالا ديگر سه سالي از سفر ملكوتي آن يار سفر كرده ميگذرد و ما همچنان در حيرت آن كوچ به ياد ماندني هستيم!
دوشنبه 29 آذر سال 85 ،براي هميشه به خاطرهاي تلخ مبدل شد. خاطره وداع فقيهي كه به فرموده رهبر عزيزمان تقوا و پارسايياش در كنار خلق و خوي مردمي و رعايت پدرانهاي كه با شاگردان وارداتمندان خويش به كار ميبرد او را در ميان طلاب و جوانان و بسيجيان، شخصيتي محبوب ساخته بود. هيچ گاه از ياد نميبرم صبح سه شنبه پس از آن كه اولين دسته طلاب مدرسه معصوميه يك دست سياه پوش بر سر و سينه ميزدند و پارچه نوشته بزرگي در تسليت آن فقيه رباني حمل ميكردند و از ميرزا با عنوان عالم بسيجي ياد كرده بودند.
حقيقتا نحوه گفتن از كسي كه نه در حرف، بلكه در عمل مظهر علم و تقوا و البته خضوع و خشوع عاشقانه بود در عين آسان بودن بسيار سخت است! شخصيتي كه عشق و ارادتش به اهل بيت واقعا مثال زدني است. با پاي پياده رفتن به دستههاي عزاداري در عاشورا وبه خصوص ايام فاطميه و گريههاي بي امانش در رثاي آل ا... تنها گوشهاي كوچك از يك دريا عشق و دلدادگي اوست!
سه سال پيش مردي در جوار حرم كريمه اهل بيت آرام گرفت كه به قول خودش بيش از 40 سال بود كه براي كسب علم ومرفت، روي آرامش و آسايش را به خود نديده بود و چه زيبا بود وداع عاشقان اهل بيت و دوستداران مرجعيت و روحانيت اصيل با ميرزا !
بي شك اخلاق و منش والاي ميرزا براي همه ما الگو است و هيچ گاه از خاطره با عظمت روح آن مرجع فقيد يادمان نميرود.
راستي! ميرزا براي همه ما حرفهاي زيادي هم به يادگار گذاشت؛ به جوانان هميشه ميگفت: «جواني را غنيمت بشماريد كه زود گذر است، درس خواندن براي خدا از بهترين اعمال است و زحمات و مشقات آن را تحمل نموده تا انشاءا... به درجات عاليه علم و عمل برسيد» .
توصيهاش به طلاب جوان اين بود « درسهايي را كه ضعيف هستيد در روزهاي تعطيل و ايام فراغت به طور جدي تقويت كنيد و بر خداوند بزرگ توكل كنيد انشاءا... موفق خواهيد بود»
در مقام استاد سخنش اين بود «توصيه اين جانب به شما اين است كه ابتدا به درس اهميت دهيد و از نظر علمي و اخلاقي خود را پرورش دهيد. در مجادلات علمي سعي كنيد از جاده انصاف و اعتدال خارج نشويد...»
ميرزا، البته حرفهاي جالبي هم براي كساني داشت كه سنگ عرفان را به سينه ميزنند. او ميگفت: «سير در مراحل عرفاني وجوب شرعي ندارد. وظيفه شما پس از تحصيل اعتقاداتي صحيحه، عمل به رساله عمليه است و از ورود در مراحل عرفاني ولو به كمك استاد از آن نظر كه بيم اشتباه در تعيين استاد حقيقي و خوب وجود دارد و امكان ضلالت در عقايد و اعمال هست، بايد اجتناب كرد وا... الهادي الي سواء السبيل».
خودش به عنوان يك عاشق اهل بيت(ع) و به ويژه مادر سادات حضرت زهرا (س) به عزاداران خاندان رسالت ميگفت: «در عزاداري از اعمالي كه عنوان حرام بر آن منطبق ميشود بايد پرهيز كرد و از اموري كه موجب سوء استفاده دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) است بايد اجتناب نمود، ولي ذكر فضايل اهل بيت و عزاداري به صورت دسته هاي سينه زني و مواكب حسيني كه موجب زنده نگهداشتن خاطره مظلوميت و سيره اهل بيت (ع) و بيانگر كرامات آن خاندان باشد از عبارت است».
به سياستمداران هم توصيههاي جالبي داشت آنجا كه ميگفت: «بينش سياسي به وسيله تحصيل و تجربه ميتوان بدست آورد البته بايد آن را نزد اهل خبره كه متدين اند كسب نموده تا مبادا دين را قرباني سياست بنمايد».
و اما سخن آخر؛
ميرزاي عزيز! اگر روي پل صراط پايمان لغزيد، تو را به اشكهايي كه بر بضعه رسولا... ميريختي، ما را فراموش مكن!
لينك ثابت ![]()
برخي كه ميلياردي از بيت المال به نام هنرگرفتهاند،امروز طلبكار نظام شده اند
يكي از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس با اشاره به جلسه هنرمندان با مقام معظم رهبري و انتقادات برخی افراد در این جلسه، اظهار داشت: وام بوده اينها گرفتند، پول بوده اينها گرفتند، امتياز بوده اينها گرفتند، بعد كجا يك هنر ناب
تحويل مردم دادند؟ اگر این باندها نبود و سرمايه گذاري روي نيروهاي تازه نفس مي شد، دهها شجريان متعهد از دل این سرمایهگذایرها بيرون مي آمد.
مهندس سعيد قاسمي در گفتوگوي تفصيلي با رجانيوز، در خصوص مباحث مطرح شده در جلسه هنرمندان و اهالي فرهنگ با رهبر معظم انقلاب كه هفته گذشته برگزار شد، توضيحاتي داد و به نيازهاي امروز در جبهه فرهنگي اشاره كرد كه در بسياري از آنها ضعف وجود دارد.
وي پس از آن به حواشي جلسه هنرمندان با مقام معظم رهبري پرداخت كه متن كامل اين مصاحبه در ادامه آمده است:
سخنانی که شما در آن دیدار مطرح كرديد، يك سري حساسيت هايي ايجاد كرد، محورهای اصلی این اظهارات چه بود؟
در جلسه اي كه صاحب منسبان فرهنگي نظام و همه كساني كه در شعر و موسيقي و در كل در عرصه فرهنگي و هنري كشور فعاليت دارند، حضور داشتند، قرار شد عده اي از هنرمندان و فرهنگيان هر كدام در حدود 5 دقيقه صحبت كنند، به اين جهت هركسي شاه بيت هاي سخنان خود را بيان مي كرد و اين براي من هم سخت بود كه در وقتي اندك، همه سخنانم را بگويم، لذا زماني كه پشت تريبون قرار گرفتم، به مقام معظم رهبري گفتم كه ياد مجمع عمومي سازمان ملل افتادم كه فيدل كاسترو قرار بود وقت كمي را سخنراني كند ولي وقتي رفت در جايگاه يك دستمالي را روي ساعت رومیزی انداخت و يك ساعت صحبت كرد. به آقا عرض كردم من هم دستمال آوردم ولي نه ساعتي وجود دارد و نه اين جماعت توافق مي كنند كه بنده بيشتر صحبت كنم!
به آقا عرض كردم "شما ما را به عنوان مركز فرهنگي ميثاق مي شناسيد كه با رويكردي فرهنگي مشغول فعاليت هستيم، شما روي اساسنامه ميثاق يك جمله اي را مرقوم كرديد كه همان را دستور العمل كارمان قرار داديم، شما پيوسته دغدغه هاي خودتان را در غالب ناتوي فرهنگي، شبيخون فرهنگي، جبهه فرهنگي، مهندسي فرهنگي و از اين قبيل موارد اعلام كرديد، اگرچه برخي آقايان اعتقاد دارند كه اصلاً كدام جبهه و كدام دشمن و فرهنگ؟ مي گويند اين نگاه دون كيشوتي شماهاست به موضوع كه توهم برايتان ايجاد شده، چون عرصه، عرصه تبادل و اطلاعات است و اين موضوعات وجود ندارد. ولی ما اعتقاد داريم كه اين لقمه مسموم و وارداتي از خارج است كه در دهان داخلي ها گذاشته شده است، ما خطمان با اينها يكي نيست، چون خط ما خط قرآن است لذا اگر كسي تأکید كند كه دشمني وجود ندارد يا نادان و احمق است و يا عامل دشمن.
اما وقتي شما [رهبرانقلاب] لفظ جبهه فرهنگي را به كار مي بريد، اين جبهه شاخصه هايي دارد؛ اول اينكه يك زميني براي نبرد وجود دارد، دوم دشمن و دشمنيای که میکند، سوم خودي ها، چهارم يك سري سنگر، پنجم ميله مرزي ها يا بنچ مارك ها، كه شما هم فرموديد اگر ما اين ميله هاي مرزي اعتقادي را نداشته باشيم يا عده اي اين ميله ها را بردارند، اين باعث قرار گرفتن خودي ها در جبهه دشمن مي شود و آن زمان دشمن هم وقتي ببيند شاخصي وجود ندارد، تحريك مي شود كه در جبهه خودي قرار گيرد. شاخصه ششم، وجود موانع براي جلوگيري از نفوذ دشمن است، هفتم وجود يگانهاي مختلف است، و يك شاخصه هم لجمن (لبه جلويي منطقه نبرد) است.
دو شاخصه عمده، جبهه فرهنگي يكي خط است و ديگري مركز فرماندهي. اين جبهه اگر تشكيل شده، كجاست و مركز فرماندهي آن دست كيست؟ چرا بچه هاي ما نمي توانند آن را تشخيص دهند و از آن عبور مي كنند؟ چرا نمي فهمند كه اين خط قرمز است؟ بهترين حالت اين است كه بگوييم ما جزيره داريم نه خط، به اين معني كه هيچ نيرويي مقابل دشمن تشكيل نشده و اين جزيره ها هم پدافندي است که اين هم جاي تأسف دارد كه امروز اينقدر بايد كوتاهي كردهايم كه در موضع دفاعي هستيم، در صورتي كه اگر ما فعال بوديم، الآن باید تهاجم فرهنگي مي كرديم."
البته يك جمله اي نوشته بودم كه در محضر رهبري نگفتم اما اينجا مي گويم؛ با آقا سيد مرتضي آويني كه رفته بوديم بوسني، فيلم تهيه كنيم، وقتی برگشتيم تا فيلم را مونتاژ كنيم، در بخشي از فيلم، يك رزمنده بوسنيايي كه موهاي تاج خروسي يا به اصطلاح فشن داشت و يك پيراهن ركابي هم تنش بود، روي قبضه اسلحه اش برچسب امام خميني چسبانده بود و روي سينه اش هم نوشته بود الله اكبر. سيد مرتضي گفت وقتي مي گوييم تهاجم فرهنگي يعني همين، كه با اين فاصله از ايران، پيام امام انتقال پيدا كرده و اين مصداق بارز تهاجم فرهنگي است.
بعد به آقا عرض كردم "ما جزيره داريم و سربازهاي خوبي هم در حوزه هاي مختلف هنري داريم ولي اينها انفرادي و حتي خودسر عمل مي كنند و به هم دست نداده اند، چون از هم جدا هستند، هم در تدافع و هم در تهاجم نمي توانند آن گونه كه بايد كار كنند، چون لابلاي اين جزيره ها، فضاهاي خالي وجود دارد كه باعث صدمه خوردناشان مي شود لذا شاهديم كه اسب تروآ مي آيد و عبور مي كند و سربازهايش را هم خالي مي كند و كسي هم نمي فهمد، چرا نمي فهميم؟ چون در اين جبهه نمي دانيم چه كسي نقش اطلاعات- عمليات را دارد، چه كسي نقش تخريبچی را دارد و... شاعر نمي داند امروز شعر نياز داريم، عكاس نمي فهمد امروز عكس نياز داريم و از اين قبيل موارد،. اشكال اين است كه همه با هم شليك مي كنند، يكي بايد استراحت كند، يكي بايد حمله كند، يكي بايد پشتيباني كند و...، به نوعي همه كار مي كنند ولي اين كار ثمره اي را كه مد نظر است، ندارد. اين تلفاتي كه داريم براي چيست؟ دو اتفاق دارد مي افتد يكی اينكه عليرغم اينكه شما [رهبر انقلاب] ديد و شناخت عميق نسبت به مسايل داريد، اين آقايان ندارند، به تعبیری، ديده بان ها دير اطلاع ميدهند كه كي، كجا، چه كسي، چگونه و چهطور مي خواهد عمل كند، دوم اينكه نقشه راه نداريم، اين ناكارآمدي در ساختار است، اگرچه در عمل هم نهادهاي متعددی در اين حوزه مانند صداوسیما، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري و... وجود دارند، ولي موازي كاري مي كنند بنابراين كسي توجه نمي كند كه در يمن دارند شيعيان را مي كشند."
جومونگ هم صهیونیستی از آب درآمد
در اواخر مردادماه ۸۸ تب «جومونگ» تهران را فراگرفت و عده اى از خبرنگاران رسانه هاى مختلف به دنبال اين بودند كه با آمدن جومونگ به تهران سريعاً خود را به او رسانده و گزارش هاى مفصلى را براى رسانه هاى خود تهيه كنند.
به گزارش روزنامه جوان، در سريال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خيزد و در نهايت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نيل را تداعى مى كند) به سرزمين خالى از سكنه (!) پدرانش يعنى چوسان قديم (ارض موعود) وارد مى كند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» يعنى خورشيد يهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشيد در تورات، نماد ارض موعود يا سرزمين مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى اين قوم - جومونگ - نيز راهبى يهودى مى شود (jew monk = راهب يهودى) و پايه هاى ابتدايى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان يهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كليدى اين افسانه كره اى، «جو» يا چيزى شبيه آن (كه دقيقاً با همين تلفظ، در زبان لاتين به معناى يهودى است) به كار رفته است. شايان ذكر است، لازم نيست دقيقاً املاى اين لغات صحيح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نيست. بلكه نويسندگان اين افسانه كوشيده اند از اسامى يا كلماتى بهره ببرند كه بيشترين شباهت را با اسامى و مفاهيم يهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهيونيستى عناصر پشت پرده اين مجموعه را در ذهن بينندگان نهادينه كند. جالب اينكه بيشتر اين عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى ديگر، تغيير نكنند.
مفهوم سیاست
مفهوم سیاست Politic
در لغت کلمه سیاست با معانی حکم راندن بر رعیت و اداره امور مملکت ، ریاست ، عدالت ، تنبیه ، داوری ، اداره امور داخلی و خارجی کشور بیان شده است .
از سیاست تعابیر بسیاری موجود است ، اما اگر بخواهیم مفهومی از سیاست ارائه دهیم که تمامی ابعاد را به نوعی در بر بگیرد و اکمل تمامی تعاریف موجود باشد ، باید بگوئیم ، سیاست عبارت است از هر نوع تفکر و تلاش و اقدام فردی و جمعی که در راستای بدست آوردن قدرت و در اختیار گرفتن امور کشوری به نحوی که خواسته های افراد و جامعه در مسیر خواسته های خویش قرار گیرد .
در دین مبین اسلام اولین گام برای قرب به خداوند ، انسان شناسی یا خود شناسی است . در علم سیاست نیز گام اول شناخت انسان است . انسان احتیاج به استقرار صلح و آرامش و سعادت دارد و جز در سایه ترکیبی به نام اجتماع این امر تحقق نخواهد یافت . به همین منظور انسان به دنبال با هم زیستن و زندگی اجتماعی است تا بتواند به حیات خود در دنیا ادامه دهد .
کدامین زندگی گواراتر است
کدامین زندگی گواراتر است
کدامین حیات پایدارتر...
انسان به دنبال لذت وسعادتی است که از طرفی گوارا و خوشایند و از سوی دیگر پایدار و مستمر باشد. اگر زندگی برای آدم لذتی نداشته باشد ، بی فایده است ؛ وچنانچه لذت داشته باشد اما لحظه ای باشد ، درد فراق و از دست دادن آن, بیش از لذتی است که انسان می برد.
پس انسان حیاتی را می جوید که هم دارای خوشی و لذت بوده و سعادت آفرین باشد وهم ثابت و پایدار بماند.
از نظر خدا کسی زندگی گوارا دارد که از یاد خدا غافل نیست و نعمتهای او را فراموش نمی کند ؛ به حق خدا جاهل نیست و شب و روز رضای خدا را می طلبد .
همه ی ما کم و بیش در وجودمان این درک را داریم که وجودمان وجودی ست وابسته و اگر بخواهد باقی باشد و تکامل یابد ، باید به یک وجود بی نیاز متصل گردد.
اگر منبع حیات و کمال شناخته شد و با آن رابطه برقرار شد، می توان به اطمینان و آرامش رسید.
پس زمانی زندگی انسان گوارا خواهد شد که دلهره و اضطراب از دل کاسته شود و یا به کلی از بین برود و آن زمانی است که یاد خدا در میان باشد .
پس یاد خدا عین سعادت و کامیای ست و غفلت از یاد خداست که با سعادت و خوشبختی حقیقی انسان سازگاری ندارد و آن همان شقاوت است
نویسنده : عطر خاک
مسافر این قبیله کیست ؟
یا سبو یا خمِ می یا قدح باده کنند یک کف خاک در این میکده ضایع نشود
این جهان کوه است و فعل ما ندا سـوی مـا آیـد نـداهـا را صـدا
به كجا چنين شتابان!
گاهى سعادت يا شقاوت، درِ خانه ما را مىزند. گاهى نه؛ مىآيد و كنج خانهمان لانه مىكند.
بعضى اوقات، آغوش مىگشاييم و اين يا آن را در بر مىگيريم، گاهى هم نه؛ دست رد به سينهشان مىزنيم.
نمىدانم ما از كدامين قبيلهايم!
نمىدانم با كه خويشيم و از كه مىگريزيم؟! اما مىدانم با مسافر اين قبيله احساس غريبى نمىكنيم.
مسافر اين قبيله كيست؟ من كمى دير با او آشنا شدم. هر چه بيشتر مىگشتم، كمتر اثرى از او مىيافتم. تا يكى از شما به يارىام شتافت و نامههاى او را برايم فرستاد. دستش بىدرد!
مسافر اين قبيله، خود را با نامهاى شناساند و هنوز جواب نامه خويش را دريافت نكرده بود كه...
نامه روانبخش به لاریجانی
سخني با رياست محترم مجلس شوراي اسلامي
جايگاه جنابعالي بهعنوان رياست مجلس شوراي اسلامي و نمايندگي مردم شهيدپرور قم و وابستگي به بيت علم و مرجعيت، جايگاه ممتازي است كه انتظار مردم را از شما بالا ميبرد و درنتيجه برخي موضعگيريهايتان را دون شأن حضرتعالي و مردم قم به حساب ميآورند. كه ميتوان به برخي از آنها اشاره كرد:
الف. همانگونه كه مستحضريد مسأله ولايتفقيه استمرار حركت انبيا و ائمه الهي است و پيروي از اوامر و نواهي ولي فقيه در حكم اطاعت از امام معصوم(ع) است. ترديدي نيست كه موضوع اطاعت از ولايت فقيه به مردم كوچه و بازار و عوامالناس اختصاص ندارد بلكه خواص و نخبگان جامعه بهويژه مسؤولان كشوري در اطاعتپذيري از وليفقيه اولويت دارند، چرا كه عدم توجه كافي به اين موضوع مهم، موجب خسارتهاي بزرگي به جامعه و كشور ميشود. انتظار از جنابعالي اين بود كه دغدغههاي مقام معظم رهبري را دستورالعمل مجلس قرار دهيد و لزومي به تصريح معظمله نباشد و البته در صورتي كه ايشان به مطلبي امر و نهي صريحي داشته باشند، بيشتر مورد تأكيد قرار دهيد و نگذاريد روند مجلس، سمت و سويي پيدا كند كه خداي نكرده از آن بوي اختلاف استشمام شود.براساس همين انتظار، توقع اين بود كه كميسيوني با نام «پيگيري مطالبات رهبري از مجلس» تشكيل ميشد و سه ماه يكبار، گزارش آن در صحن علني قرائت ميگرديد تا مردم ببينند نمايندگانشان تا چه حدي به دستوارت ولايت امر پايبندند. معالاسف نه تنها چنين چيزي در دستور كار قرار نگرفت كه بعضاً توصيههاي معظمله مورد غفلت قرارگرفته است كه جنابعالي خود بهتر ميدانيد بهراستي ورود مجلس در حوزهِ اجرا و مسائل جزيي اجرايي مثل افزودن صدهزاردانشجو به ظرفيت دانشگاه در سال گذشته كه عملاً دولت را با مشكل جدي روبهرو كرد با توصيه رهبي كه ميفرمايند مجلس در امور جزيي دخالت نكند سازگاري دارد؟! و آيا خواندن گزارش ناقص ديوان محاسبات در آستانه انتخابات دهم و دادن بهانه مفقودشدن يك ميليارد دلار به مخالفان دولت پاكدست دكتر احمدينژاد امري تأمل برانگيز نيست؟! تلاش در جهت خواندن گزارش غيرمنصفانه حمله به كوي دانشگاه از تريبون مجلس در شرايط بحراني پس از انتخابات كه با مخالفت نمايندگان فهيم مجلس روبهرو شد با چه معيار و ملاكي قابل بررسي است؟! فشار سنگين و تذكر اخير به دولت مبني بر اينكه چرا دولت بنزين با نرخ شناور را با قيمت دولتي فروخته است آيا اين بحث در شرايط خاص كنوني قابل تأمل نيست؟!
انتظار ميرفت، جنابعالي پس از سخنان قاطع و روشن و اعجازگونه مقام معظم رهبري، بسان شخصيتهايي مانند دكتر حدادعادل و برادرتان دكتر محمدجواد لاريجاني وارد عرصه شويد در مجامع عمومي و مصاحبهها و سخنرانيها بر اين آتش كه دشمنان ما برافروختهاند آب بريزيد نه اينكه بعضاً [هرچند ناخواسته] هيزمي بر آن بيافزاييد معالاسف موضعگيريهاي جنابعالي در مسائل اخير اين شائبه را ايجاد كرد و دلها را جريحهدار ساخت گرچه در سخنان خود در ديدار نمايندگان مجلس با مقام معظم رهبري تا حدودي آنرا اصلاح كرديد.
اظهارات جنابعالي درباره صدا و سيما، شوراي نگهبان و حق حضور براي طرفداران كانديداها ميتينگهاي سالني برخلاف برخلاف انتظار همه دلسوزان نظام و مردمي بود كه بهخاطر ولايتپذيري شما بالاترين را‡ي را در شهر قم به شما دادهاند. خوب است يكبار ديگر خود اظهاراتتان را مرور كنيد و با سخنان مقام معظم رهبري در نماز جمعه مقايسه نماييد: «صدا و سيما نبايد بهگونهاي رفتار كند كه موجب تحريك احساسات مردم باشد.»، «مسؤولان بايد فضايي را ايجاد كنند كه مردم احساس كنند ميتوانند حرفشان را بزنند. مسؤولان بايد فضايي غير از خيابانها را براي تجمع معترضان قرار دهند و ضمناً صدا و سيما فرصت را به منتقدان بدهد»، «من فكر ميكنم نبايد موضوع تجمعات را نفي كرد و نبايد درباره موضوع تقلب فضاي غبارآلودي را پديدآورد كه ارزش و مقدار اين انتخابات ضايع شود». جنابعالي درباره شوراي نگهبان نيز گفتهايد: «اگرچه شوراي نگهبان را افراد متديني تشكيل ميدهند، اما اي كاش برخي اعضاي آن به نفع يك كانديداي خاص وارد ميدان نميشدند»! اين در حالي است كه مقام معظم رهبري دربارهِ تجمعات و راهپيماييهاي پس از انتخابات فرمودهاند: «انتخابات براي اين است كه در صندوقها معلوم شود كه مردم چه ميخواهند نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخابات، آنهايي كه را‡ي نياوردهاند اردوكشي خياباني كنند و در مقابل اين كساني هم كه را‡ي آوردهاند طرفدارانشان را به خيابانها بكشانند پس اصلاً چرا انتخابات برگزار ميشود؟...! زورآزمايي خياباني پس از انتخابات در واقع بهچالشكشيدهشدن اصل انتخابات و مردمسالاري است از همه ميخواهم به اين روش غلط خاتمه دهند كه اگر خاتمه ندهند مسؤوليت تبعات هرج و مرج آن بهعهده آنها خواهد بود.» بهراستي توصيه به برگزاري تجمعات با خواست وليفقيه مبني بر ضرورت خاتمهدادن به اينگونه تجمعات قابل جمع است؟!
از سوي ديگر اعضاي شوراي نگهبان در كجا و در چه زماني در جهت حمايت از نامزد خاصي وارد ميدان شدهاند؟ اتهام حمايت برخي از اعضاي اين شورا از نامزد خاص، شائبه خاصي را ممكن است ايجاد كند. البته طبيعي است كه هر شخص و شخصيتي در كشور در انتخابات به نامزد گرايش دارد و از آن بالاتر به او هم را‡ي ميدهد و چه بسا ممكن است كساني حتي را‡ي او را نيز حدس بزنند و چنانكه مقام معظم رهبري نيز در حرم امام(ره) احتمال حدس را‡ي ايشان را از سوي برخي مردم مطرح كردند ولي آنچه مهم است اين است كه عملاً در جهت حمايت از آن فرد خاص وارد ميدان و عمل نشوند. شخصيتهاي باتقوا و عادلي كه از سوي مقام معظم رهبري به عنوان شوراي نگهبان منصوب شدهاند اگر مورد وثوق نباشند، ديگر به چه كسي در اين كشور ميتوان اعتماد كرد؟
در پايان از حضرتعالي تقاضامنديم كه در اتخاذ مواضع بيشتر تأمل فرماييد تا خدايناكرده آثار و تبعات منفي براي نظام و انقلاب بهبار نياورد و دشمن از آن سوءاستفاده نكند.
نامه ی يک سرباز به فرمانده اش
نامه ی يک سرباز به فرمانده اش ![]()
اينچنين فرمود پير معنوی سالک سلک حقيقت مثنوی
در کلاه فقر می بايد سه ترک ترک دنيا ترک عقبی ترک ترک
به نام خدا وبه ياری او.حمدوسپاس او را ست، درود بی پايان وسلام پی در پی بر بهترين آفريدگار خدا، محمد(ص) وفرزندان پاک ومعصوم اوباد.
از بنده ای که به رحمت بی انتهای بی نياز مطلق، سرتاپا نيازمند است.به محضر دانشمندی که دانشهايش را با عمل بدآنها عينيت می بخشد.
در حيرتم که چه نويسم؟ روی سخنم با کيست با خفته است يا بيدار؟ اگر با خفته است خفته را خفته کی کند بيدار واگر با بيدار است بيدار در کار خود بيدار است وانگهی نگارنده چه نويسد که خود، نامهی سياه واز دست خويشتن در فرياد است
پيری وجوانی چو شب وروز برآمد ما شب شد وروز آمد وبيدار نگشتيم

يا بقول مولانا جلال الدين محمد بلخی
اين سخن برای آن کس است که او به سخن محتاج است که ادراک کتد. اما آنکه بی سخن، ادراک کند، با وی چه حاجت سخن است؟ آخر، آسمان ها وزمينها همه سخن است پيش آن کس که ادراک می کند وزاييده از سخن است که : «کُن فَيَکُون ُ».پس پيش آنکه آواز پست را می شنود، مشغله وبانگ چه حاجت باشد؟
واما بعد!
نمی دانم چرا دست به قلم شدم تا برای شما نامه ای بنويسم شايد بخاطر دلتنگيم باشد روزهای آفتابی خدمت رو به غروب است وآفتاب خدمت من در آبان ماه از شرق طلوع کرد والان در تير ماه يک هزار وسيصد وهشتاد وهشت کم کم در حال غروب .

يادم ميايد روزی که از شهر بادگير ها برگشتم وبرای تعيين محل خدمت به سپاه رفتم خيلی ها بنده را با چشم های خود تعقيب می کردند شايد تا آنروز مرا زياد در سپاه ديده بودند ولی من آنروز با زمان های گذشته فرق می کردم چون من آنروز لباسی به رنگ خاک برتن داشتم و قسم خورده بودم با همان لباس به رنگ خاک از خاک کشورم دفاع کنم شايد آنروز وظيفه ی من بيشتر از گذشته شده بود ......!
بر روی ادامه مطلب کلید کنید ....
عاشقان قدرت نه خدمت
بعد از اعلام نتايج انتخابات قبل از اينکه بخودم بخاطر پیروزی کاندیدای مورد نظرم تبریک بگم به مردم بخاطر حضور حماسی شون تبریک گفتم
اما چند ساعت بعد .....
از اینکه بعضی از افراد بخاطر قدرت حاضر هستند دست به هر کاری بزنند بسیار برافروخته شدم کمی دلم برایشان می سوخت چون در حال امتحان الهی بودند ولی متوجه نمی شدند یا نمی خواستند متوجه بشوند
از اینکه عاملان سیا در ایران شدند افتخار می کردند از اینکه دل رهبرمان را برانجانند ابایی نداشتند
بقول معرف کسی که خوابه میشه بیدارش کرد اما کسی که خودش رو به خواب میزنه نمیشه بیدار کرد
خدا هدایتشان بکند
ان شاالله .
شهادت دکتر مصطفی چمران رو گرامی میدارم

می خواهم آرام بی سروصدا فقط برای خدا تا آنجا که میتوانم ودر قدرت دارم به انقلاب و به میهنم خدمت کنم
..: گیشه :..
[ کپي برداري از مطالب با ذکر منبع بلامانع مي باشد ]
This Template Designed By [moh3nonline].com
All Rights Reserved 2009 - by EtehadMli.Blogfa.com
